یلدا، شبی به سرخی انار و به شیرینی اشعار حافظ 1395/09/30


لدا، یک نام و هزاران بیت شعر، یلدا، یک شب و هزاران داستان. رسمی به جا مانده از ایران باستان با هفت هزار سال قدمت، جشنی باشکوه که از گذشته تا کنون، پیوند بین اقوام و خانواده ها را محکم تر کرده. یلدا یعنی انارِ سرخ رنگی که یار در ظرف سفالی می چیند، مادر بر روی کرسی گذاشته و دون می کند. یلدا یعنی فال حافظ، که پدر برایت معنا می کند و در نهایت یعنی شادی و سادگی کودکی که سراپا ذوق شده از طولانی ترین شب سال و کنجکاو برای شنیدن داستانش. همگردی هم در این شب برایت داستانی کنار گذاشته، داستان دخترک مو مشکی زمستان یعنی یلدا را، داستانی که تو را شهر به شهر، روستا به روستا و خانه به خانه، به پشت پنجره ها می برد تا جادوی شب چله و گرمی اش را ببینی، تا اگر آذری هستی این یلدا را به رسم کردها بشناسی و اگر پایتخت نشین هستی به رسم لرها، تا یلدا اینبار نه تنها خانواده ها را بلکه مردمان را به هم نزدیک کند. با ما همراه باش در شبی به سرخی انار و به شیرینی اشعار حافظ

یلدا، این شب سرخ ...

این جشن باستان که قلب دارد، رنگ دارد، حیات دارد و عمری به اندازه هفت هزار سال، از گذشته در میان ایرانیان جایگاهی ویژه داشته. جشنی که دلایل و افسانه های زیادی برای برپایی آن وجود دارد و مهم ترین و شناخته شده ترین آن " بلند ترین شب سال " بودن اش است.  هنگامی که ایرانیان دریافتند که آخرین شب پاییز، بلندترین شب سال است، برای مقابله با تاریکی بیدار ماندند و آتش برپا کردند، آن ها تاریکی را نمادی از اهریمن می دانستند و آتش و نور را نماد اهورا مزدا، نماد خیر و نیکی. این روزها اما بعد از گذشت هزاره ها، هنوز هم ما آخرین شب پاییز را تا صبح بیدار می مانیم، انار دون شده خورده و فال حافظ می گیرم، دل گرم می شویم به حضور بزرگترها و جان تازه می گیریم از تماشای کودکی بچه ها.

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش       صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود (سعدی)

یلدا، شبی مشترک بین تمام اقوام ایرانی

شهر به شهر می رویم تا از حال و هوای مردمش در این شب برایتان بگوییم، از شوق آن ها برای خرید، دورهمی و سرور و جشن تا نیمه شب. از پایتخت شروع می کنیم، به غرب و شرق می رویم، به استان هایی جنوبی و شمالی تا زیر کرسی خانه هایشان نشسته، داستان این شب را از زبان مادربزرگ ها شنیده و یلدا را به رسم آن ها پاس بداریم. هرچند که بعضی از این رسوم فراموش شده و یا حتی بین استان های مختلف مشترک هست.

1) استان تهران

هرچند که پایتخت هست و شلوغ، هرچند که بسیاری فکر می کنند مردم اش گاهی در بین هیاهوی سرسام آورش، بعضی از آداب و رسوم را از قلم می اندازند اما یلدا برایشان عزیز است. اگر وقت آزاد دارید حتما سری به محله های قدیمی بزنین و خریدتان را لحظه آخر انجام دهید تا علاوه بر طعم خوش آجیل و هندوانه، تصاویری به یاد ماندنی از حال و هوای شهر هم در خاطرتان به جا بماند. طهران قدیم هم حال و هوایی شبیه به این روزهای تهران داشته، با رسم و رسومی که در بیشتر کل کشور رایج است. اما همان طور که جعفر شهری در کتاب تهران قدیم نوشته، در گذشته : تهرانی‌ها با میوه‌های تازه فصل پاییز و میوه‌های خشک‌شده تابستان و آجیل از میهمانان پذیرایی می‌کردند و معتقد بودند که خوردنی‌های سفره شب یلدا مثل خوراکی‌های پای سفره هفت‌سین، می‌تواند طبیعت گرم را سرد طبیعت سرد را گرم کند به این صورت کسانی که از گرمی‌مزاج رنج می‌بردند، هندوانه و انار و کسانی که از سردمزاج بودن‌شان ناراحت بودند توت، کشمش و خرما می‌خوردند. ". اما جز این ها و رسم پسندیده دور هم جمع شدن اقوام و فامیل در خانه بزرگترها، تهرانی ها باور داشتند که یلدا بخت گشاست. پس یلدا که نزدیک می شد، خانواده های که دختر دم بخت داشتند، پنبه زن خبر می کردند، نوای زده شدن پنبهِ تشک و متکاها در محل می پیچید و دست آخر هم دختر را، از میان کمانِ پنبه زنی عبور می دادند.

2) استان آذربایجان شرقی

میرسیم به استان آذربایجان شرقی و نوای عاشیق هایی که در این شب، فی البداهه از یلدا و افسانه های " کوراوغلو " و " قربانى و پرى " ، می خوانند و می نوازند. هموطنان آذری مان، الحق و النصاف برای این شب سنگ تمام می گذارند. علاوه بر آجیل شب یلدا و " چیلله قارپیزی " که همان هندوانه است، " خشیل " هم به عنوان غذایی محلی پخته و میل می کنند تا گرمای این غذا، قوت بدنشان شود برای روزهای سردِ پیش رو. هنگام بریدن هندوانه میگویند : " قادا بلامیزی بو گئجه کسدوخ " یعنی "بلایای خودمان را امروز بریدیم" . درنهایت  هم اعتقاد دارند که سپردن پوست‌های میوه و آشغال‌ها به آب روان، برایشان خوش یمن است و نباید تا پایان چله کوچک خانه تکانی کنند زیرا معتقدند چله آن ها را نفرین می کند. اگر هم تازه عروس داشته باشند، زنان فامیل به هنگام غروب، برایش هدایا و خوانچه می فرستند که شامل شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه هایی است که با پولک و تور تزئین شده.

3) استان اصفهان

داستان شب یلدا و چله در این استان واقعا شنیدنی است. اصفهانی ها در گذشته اعتقاد داشتند که زمستان دو چله دارد! " چله " و " چله کوچیکه " ، که زمان اولی از ابتدای ماه دی تا بهمن بود و دومی از دهم بهمن تا روز سی ام آن. البته آیین برگزاری چله هم نام خودش را دارد،"چله زری"  (ماده) و "عمو چله" (نر)، زیرا از گذشته تاکنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذکر و مونث تقسیم می‌کردند و برای خوش آمد گویی به آنها، تمام البسه و رخت خواب های خودشان را در هوای آزاد و رو به خورشید قرار می دادند. هندوانه پای ثابت سفره چله آن ها است و اگر برف هم باریده باشند، با شیره انگور از آن، خوراکی با طعمی بی نظیر فراهم می کنند. برای شام هم ماهی، یا غذاهای محلی مانند کوفته، گندی، چرب و شیرین و .. آماده می کنند.

4) استان مازندران

در این استان سرسبز هم مثل باقی شهرهای کشورمان شب نشینی و جشن و سرور جزو رسوم یلداست. قبل از شروع شادمانی، بزرگ فامیل و یا پدر خانواده، قرآن را می گشاید و یک صفحه از آن را می خواند، سپس همه برای آمرزش اموات و افرای که در بینشان نیستند لحظاتی را دعا می کنند. پس از آن هم پذیرایی با خوراکی های معمول انجام می شود، هرچند که در گذشته، هنگامی که زمستان ها سرد و سخت بود و راه ها بسته می شد، به خاطر اینکه به تنقلات دسترسی نداشتند، برف را با شکر و یا شیره مخلوط می کردند تا کام خود را اینگونه شیرین کنند. درگذشته معتقد بودند که آوردن یک بره نوزاد (ترجیحا سفید رنگ) به خانه در این شب، خیر و برکت را با خودش به همراه دارد. برای تازه عروس ها و دختران نامزد شده هم  " خرجی "  می فرستند، داماد در این خوانچه، تمام چیزهایی که برای شب چله لازم است به اضافه‌ی  ماهی و مرغ قرار را قرار داده و بعد از غروب آفتاب، آن را به خانه‌ی همسر آینده خود می‌فرستد. رسم پسندیده دیگری که بین آن ها رواج دارد این است که، اگر خانواده ای داغ دیده باشد، بزرگان و بستگان درجه یک، شب چله را در خانه آن ها سپری می‌کنند تا بتوانند التیام بخش درد و اندوه آنان باشند. پیرترها هم معتقدند که در این شب زمین نفس می‌کشد و از این به بعد روزها به اندازه یک جو بلند شده و شب‌ها کوتاه می‌گردد، می گویند اگر امشب باران بارید، ننه سرما گریه کرده، اگر برف بارید هم پنبه های لحافش را بیرون ریخته اما اگر تگرگ ببارد گردنبندش پاره شده.

5) استان فارس

خوشا شیراز و وضع بی مثالش در شب یلدا! چه چیز بهتر از گرفتن فال حافظ در زادگاهش؟ مردم شیراز که به جشن و شادی مشهورند، در این شب هم با تدارک دیدن سفره چله ای پر از آجیل، مرکبات، هندوانه و صد البته کلم پلوی شیرازی به عنوان غذای اصلی، از زمستان استقبال می کنند. شب را هم با تفال به دیوان حضرت حافظ، گرفتن فال کلوک (کوزه) و گفتن قصه و متلک صبح کرده و می خوانند که:

خوشا امشو که مهمون شمایم
کبوتر وار در بوم شمایم
ترشرویی مکن بر روی مهمون
خدا دوند که فرداشو کجایم

6) استان کرمان

داستان یلدا در کرمان داستان محبت است، داستان قارون افسانه ای که در لباس هیزم‌شکنی مهربان، برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب  می‌آورد، تکه های چوبی که ذغال نمی شوند بلکه تبدیل به طلا شده و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند. چند سالی است که کویرهای کرمان، میزبان مهمانانی از خارج و داخل کشور هستن و همین موضوع باعث شده تا در این استان، جشنی باشکوه که در 2 روز، برای استقبال از زمستان و شب یلدا ترتیب داده شود، جشنی که از نیمه شب پایکوبی آن در کویر آغاز شده و صبح روز بعد با گردش در شهر و چیدن سفره یلدا، اجرای برنامه‌هایی نظیر شترسواری و اسب‌سواری، آتش‌بازی و نورافشانی، اجرای موسیقی‌ سنتی و محلی، تماشای غروب بی‌همتای کلوت‌ها و پذیرایی‌های ویژه ادامه پیدا می کند.

7) استان کردستان

هیچ بعید نیست که شب یلدا در این استان همراه با بارش برف باشد، برفی که بیرون از پنجره می بارد درحالی که هموطنان دوست داشتی کرد ما، زیر کرسی نشسته و انگور و بادام خشک شده ای که خودشان درست می کنند را به همراه سیب و گلابی نوش جان می کنند. عده ای هندوانه می خورند و عده ای هم جای آن، خربزه ای که ترشی انداخته اند و " كالَك تورش " (خربزه ترش) نام دارد را میل می کنند. غذای  اصلی آن ها در شب یلدا هم معمولا دلمه برگ مو و كلم است. اما این شب در کردستان، داستان ها و رسوم دیگری هم دارد مثل اینکه بزرگترها داستان ها یافسانه ای مثل "خاتون زمهریر " را تعریف کرده و شاهنامه، گلستان و بوستان و یا اسكندرنامه می خوانند. بازی گوروابازی یا  جوراب بازی هم یکی دیگر از کارهایی است که باعث شادی و خنده در بین مهمان ها و به خصوص جوان ترها می شود. خانواده ای هم اگر تازه عروس داشته باشد برایش خوانجه می فرستند. البته رسم دیگری به نام " شه‌و زمسانی " هم دارند که اینبار عروس، اولین شبِ چله  خود را در خانه‌ی شوهر تجربه می‌كند و درنتیجه وظیفه خانواده عروس است تا  تمام نیازهای شب چله خانواده‌ی داماد را برطرف كند را به منزل دامادشان ببرند.

8) استان لرستان

هموطنان لر کشورمان به شب یلدا " شو اول قاره " می گویند و برای شب نشینی آداب و رسوم خاص خود را دارند. هرچند که این روزها  رسوم کمرنگ تر شده اند اما در گذشته آغاز شب چله یا شب یلدا با صدای جوانانی بود که با بالا رفتن از پشت بام همسایه ها، شال یا چادری را برای دریافت آجیل و میوه به پایین می فرستادند و می خواندند :

امشو اول قاره، خیر د هونت بواره
( امشب اول یلدا یا اول زمستان است خیر از خانه ات ببارد. )

نون و پنیر و شیره _ کیخا هونت نمیره 
( نان و پنیر و شیره کدخدا (صاحب خانه) خانه ات نمیرد. )

چی به علی کوشکه بیاره 
( چیزی بده علی کوچک یا بچه ات بیاورد... )

در لرستان علاوه بر خوراکی های معمول این شب،  گندم شیره نیز خورده میشود. اقواک دور هم جمع شده و به کوچکترها توجه ویژه دارند، برایشان از فصل ها می گویند از افسانه امیل و ممیل.  بسیاری از خانواده ها هم با توجه به وضعیت اقتصادی خود و تا جایی که ممکن است، قربانی می دهند. درگذشته رسم قربانی در شب چله به این شکل بود که خانواده ها، گوسفندی را که از شش ماه پیش نزد عشایر به امانت گذاشته بودند را قربانی می کردند و گوشتش را کباب. خانواده های کم درآمد تر نیز، بوقلمون، خروس یا مرغ سر می بریدند.

9) استان قزوین

شب یلدا در این استان شبیه به خاطرات نوستالژیک همه ما از کودکی است، آن ها رسم دارند که به خانه مادربزرگ بروند تا از آجیل و میوه هایی که او برایشان تدارک دیده و " شب چره " نام دارد میل کنند تا در نهایت شگون آن هم برکتی باشد برای بزرگشان، البته کوچکتر ها هم رسم خودشان را دارند که خانودن این شعر است :  "  هر که نیارد شب‌چِرِه – انبارش موش بِچَرِه  "  مادربزرگ هم با شنیدن این شعر متوجه می شود که طاقت کوچکتر ها کم شده و زودتر خوراکی ها را می آورد.

10) استان آذربایجان غربی 

در این استان، آغاز شب یلدا یا چله در گذشته با برگزاری جشن خدر نبی و قورتولوش بایرامی (عید نجات) همراه بوده، جشنی که در آن جوانان روستا از خانه اهالی دیگر، حبوباتی را جمع کرده و با نمک آسیاب می کردند تا " قوت " درست شود، معجونی که اگر به اندازه هفت  ناخن از آن را بخورند، آن شب خوابی می دیدند که برای تعبیرش، دست آخر باید پیش بزرگی می رفتند و این خواب می توانست برایشان سرنوشت ساز باشد. دختران هم با حبوبانی که جمع کرده بودند برای گرفتن حاجت، آش نذری می پختند. البته هر شهر رسم به خصوص خود را داشته و دارد، مثلا در تکاب زنان و دختران دستانشان را حنا می گذارند، پسرهایی که نامزد داشتند شترکی می ساختند و با طناب، هدیه نامزد خود را از هواکش پایین می فرستادند، عده ای هم معتقدند که ریختن گندم برشته بر روی پشت بام، رزق و روزی برای آن ها می آورد. از خوراکی های این شب نیز می توان به پشمک، حلوا، هندوانه و ... اشاره کرد درحالی که  آش کشک که به آن مقداری نخود و سبزی اضافه می‌کنند و در اصطلاح محلی به آن کاچی می‌گویند هم جزو غذاهای اصلی آنهاست.

11) استان مرکزی

در گذشته مردم این استان یلدا را در سه شب متوالی به نامهای " چله‌بزرگه " ، " چله وسطی" و " چله‌کوچیکه " جشن می گرفتند. البته رسم دیگری هم دارند که " اتلیک " نام دارد و برای اجرایش از تابستان آماده شده اند. در این رسم هر خانواده روستایی در تابستان، یکی از گوسفندان را نشان می کردند و تا شب یلدا آن را پرورش می دادند تا در این شب آن را قربانی کرده و شامی که آن را " اتلیک شامو " می نامند، درست کنند.

12) استان کرمانشاه

حتی تصور جشن یلدا در برف هم زیباست، تصوری که بیشتر مردم استان کرمانشاه با آن بزرگ شدند. آن ها در برف راهی خانه بزرگتر ها می شدند و برف خانه آن ها را می تکاندند، سپس همگی به زیر کرسی می رفتند و درحالی که فال می گرفتند، از عاشقانه های شیرین و فرهاد، دلاوری های قهرمانان ملی، رستم و سهراب و حسین کرد شبستری می گفتند، میوه، آحیل و شیرنی های سنتی خودشان را که شامل  نان برنجی، کاک و… میل می کردند.

13) استان خراسان

شب یلدا و خوراکی هایش در این استان متفاوت از همه جای ایران است، آن ها گلابی، انار و زیتون سبز می خورند تا در تابستان بعد از نیش حشراتی مثل عقرب در امان بمانند. رسم متفاوت دیگری هم که دارند " کف زدن " است. آن ها ریشه گیاه چوبک را در آب خیس می کردند و  بارها می جوشاندن، سپس آن را در فضایی که هوایش سرد بود در ظرف بزرگ سفالی(تغار) می ریختند و با چوبی نازک آن را هم می زدند تا کف کند و شبیه به چیزی شبیه گز بشود، در نهایت هم آن را با شیره شکر، پسته و گردو خوش طعم می کردند تا دهانشان را آخر شب شیرین کند. جوان ترها هم تا قبل از اینکه خوراکی برای خوردن آماده شود، می توانستند با کف روی آن با هم شوخی کرده و شادی کنند.

14) استان گیلان

امشب شب چله / خانم جیر (زیر) پله / چاقو بزنیم / هندوانه کله (سر)

اگر شب چله را میهمان گیلانی باشید حتما این شعر را موقع بریدن هندوانه می شنوید. علاوه بر این خوراکی خوشمزه ای به نام ”آوکونوس” دارند که با ازگیل و نمک درست شده و از پاییز آن را تدارک دیده اند.

طولانی ترین، بهترین یا بدترین ....

از شب یلدا گفتیم، از جشنی که میلیون ها نفر در کشورمان آن را جشن میگیرند و میلیون ها نفر هم نه ! واقعیت تلخی که وجود دارد این است که در کنار تمام خرجی که بسیاری از ما برای خاطره انگیزتر شدن این شب میکنیم، عده ای هزینه ای نمی کنند، حتی جشن هم نمی گیرند زیرا آمدن فصل سرما برای خانواده که لباس و غذا کافی و مناسب و یا حتی سرپناه ندارد، خوشحالی هم ندارد!  هرچند که بسیاری از ما از این دسته جدا هستیم، اما از آن ها جدا نیستیم! ای کاش یلدا را ساده و نه تجملاتی، تنها با همین رسوم شیرین جشن بگیریم و برای جشن و شادی هموطنان خودمان هم فکری کنیم.  هرچند که این روزها بسیاری از افراد در حال تدارک برای آوردن جشن یلدا به آسایشگاه سالمندان، معلولین و در خیابان ها و بین بچه های کار هستند اما ای کاش، یلدای دیگر همه از ته دل برای آمدن زمستان و بارش برف شاد باشند و رها از فقر.

 

" یلدا بر شما مبارک "